01.08.10 | مقاله | آرامش دوستدار

دانایی انگلی

شق دوگانه در بینش اسلامی این است: یا قرآن هست یا جز قرآن. درست‌تر بگوییم: یا قرآن هست یا ناقرآن. با چنین تشخیص قرآنیِ درستی كه از اصالت پندار اسلامی برمی‌آید، عمر توانسته است سوزاندن كتاب‌های ناقرآنی و بیگانه را روا بداند. معنای این شق متناقض دوگانه این است: نه قرآن می‌تواند «ضمناً» باشد، و نه هیچ امر ناقرآنی می‌تواند «ضمناً» در كنار قرآن باشد. كسی كه این امر و اهمیت آن را نمی‌داند، نه می‌داند قرآن چیست و نه اسلام. ادامه...


27.06.10 | مقاله | آرامش دوستدار

دانایی توحیدی

اینكه ما فاشیسم را به‌جای پدیده‌ی اسلام می‌بینیم، خطای دید ما نیست. خطا آن چشمی می‌كند كه در اصل بتواند درست ببیند. این كج‌بینی ‌اسلامی‌ است و از آنِِ نگاهی كه هرگز نیاموخته درست در اعماق خود و پیرامونش بنگرد، و در لوچی مادرزادی‌اش چنان از پیش منحرف مانده كه غلیان خطر دینی را در خانه‌ی خود نمی‌بیند و برای یافتن علل این آشوب، از خلال تصور و مفهومی سر در می‌آورد كه در معنا و منشأش پدیده‌ای غربی‌ست. ادامه...


20.04.10 | مقاله | آرامش دوستدار

مشكل پدیداری من در اسلام

آزادی كه با و در پرسش پدیدار می‌گردد، آنچنان ضرورت درونی اندیشیدن است كه اندیشیدن تنها راه ضروری برای رسیدن به آزادی درونی. فقط اندیشیدن است كه من را به آزادی درونی می‌رساند. بنابراین من وقتی آزاد است كه بتواند بیندیشد، و بعكس. در این معنا من اسلامی نفی مطلق آزادی و اندیشیدن با هم است. ادامه...


21.02.10 | مقاله | آرامش دوستدار

چگونه چاه را واژگون كنیم؟

كلیت فرهنگی ما را جریان دینی می‌سازد و ما از آن زاده و برآمده‌ایم. به همین جهت نیز در برابرش بی‌سلاحیم. به همین جهت نیز خفت و مذلتی نیست كه حكومت اسلامی كنونی به هر عنوان ممكن بر سر ما «ایرانیان» نیاورده باشد و نتواند بیاورد. ورنه چگونه ممكن است حكومتی چنین در تجاوز و تعدی خود دریده باشد كه به كشتار مردم مباهات كند یا آنان را به شهید ساختنشان مفتخر سازد؟ ادامه...


01.12.09 | مقاله | آرامش دوستدار

يادداشتی بر حوادث ايران

مردمی که چوب خودبينی‌ها و سردمداری‌های سياسی ما را خورده‌اند و در نتيجه‌ی آن امروز فاقد هرگونه سازمان و تشکيلات و هيات رهبری‌اند، نمی‌توانند و مجاز نيستند هيچ فرصتی را برای مقابله با حکومتی زورگو از دست بدهند. اين نظر که هر ملتی لايق دولت‌اش است، تشخيصی که ملت را مسئول می‌داند، نادرست است و به کار بخور نيست. نسل کنونی نمی‌تواند لايق دولتی باشد که مسئول پديداری‌اش نسل پيشين بوده است، نسلی که چه در ايران و چه در خارج، همه جا هست، منتها «گمنام و حتا بی‌نفوس»، با اينکه هر مجله، ماهنامه وگاهنامه و هر سايت اينترنتی از مقاله‌های پر نام و نشان افراد آن انباشته است. ادامه...


©aramesh-dustdar.com
استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است.