17.06.11 | مقاله | آرامش دوستدار
خویشاوندی پنهان
برخلاف ظاهر، نپرسیدن و نیندیشیدن بهمراتب بیش از بزرگان ما دربارهی ما کنونیها صدق میکند. ما کنونیها فقط در صورتی مجازیم داعیهی پرسیدن و اندیشیدن داشته باشیم که با اساسیترین هنجارهای تعبدی و خدشهناپذیرمانده و حکومت آنها بر فرهنگمان رویارو شویم، تجاوز مخرب و سرکوبندهی آنها را برملأ سازیم. هیج حاصلی ندارد که در کنج و دنج خانه به یاری و یاوری همسلکانمان مثلاً از دین روگردانیم، یا حتا احساس اتهایستی کنیم، و در نوشتههامان جار بزنیم که همه اهل گفتوگو، بخوانید مماشات، هستیم. در برابر هزاروچهارسد سال جهل و خرافات دینی سکوت کنیم، و مسائل را با دُزاژی از انساندوستی آقامعلمانه چنان در عرصهی ادب و «فلسفه» با ابزارهای مربوط رتق و فتق کنیم که بیش از یک بند انگشت از رویینترین قشر آنها فروتر نرویم، تا خواننده در کنار ما به راهحلها رسیده باشد، پیش از آنکه مسائل را بشناسد.
ادامه...
22.11.10 | مکاتبه | هابرماس و دوستدار
پاسخ یورگن هابرماس به نامهی آرامش دوستدار و پاسخ وی
توضیح: در پی نامهی سرگشادهی آرامش دوستدار به یورگن هابرماس فیلسوف آلمانی که متن آن پیشتر منتشر شد، وی پاسخی برای آرامش دوستدار فرستاده است. متن این پاسخ و نیز پاسخ آرامش دوستدار به وی در زیر منتشر میشود.
ادامه...
10.10.10 | نامه سرگشاده | آرامش دوستدار
نامهی سرگشادهی آرامش دوستدار به یورگن هابرماس
توضیح سایت: نوشتهی زیر برگردان فارسی نامهی سرگشادهای است که آرامش دوستدار در تاریخ سوم سپتامبر ۲۰۱۰ به زبان آلمانی برای یورگن هابرماس فیلسوف آلمانی نوشته است. این نامه به مناسبت سخنرانی هابرماس در دانشگاه کوپر نیویورک نگاشته شده. پاسخ یورگن هابرماس به این نامه همراه با پاسخ دوبارهی آرامش دوستدار به وی، بزودی منتشر خواهد شد.
ادامه...
01.08.10 | مقاله | آرامش دوستدار
دانایی انگلی
شق دوگانه در بینش اسلامی این است: یا قرآن هست یا جز قرآن. درستتر بگوییم: یا قرآن هست یا ناقرآن. با چنین تشخیص قرآنیِ درستی كه از اصالت پندار اسلامی برمیآید، عمر توانسته است سوزاندن كتابهای ناقرآنی و بیگانه را روا بداند. معنای این شق متناقض دوگانه این است: نه قرآن میتواند «ضمناً» باشد، و نه هیچ امر ناقرآنی میتواند «ضمناً» در كنار قرآن باشد. كسی كه این امر و اهمیت آن را نمیداند، نه میداند قرآن چیست و نه اسلام.
ادامه...
27.06.10 | مقاله | آرامش دوستدار
دانایی توحیدی
اینكه ما فاشیسم را بهجای پدیدهی اسلام میبینیم، خطای دید ما نیست. خطا آن چشمی میكند كه در اصل بتواند درست ببیند. این كجبینی اسلامی است و از آنِِ نگاهی كه هرگز نیاموخته درست در اعماق خود و پیرامونش بنگرد، و در لوچی مادرزادیاش چنان از پیش منحرف مانده كه غلیان خطر دینی را در خانهی خود نمیبیند و برای یافتن علل این آشوب، از خلال تصور و مفهومی سر در میآورد كه در معنا و منشأش پدیدهای غربیست.
ادامه...
|
|