معرفی کتاب‌های آرامش دوستدار

21.04.08 |






ملاحظات فلسفی در دين و علم

image نخستین کتاب آرامش دوستدار «ملاحظات فلسفی در دين و علم» نام دارد. (چاپ نخست، انتشارات آگاه، تهران ۱۳۵۹ و چاپ دوم، انتشارات خاوران، پاریس ۱۳۸۱). این کتاب اثری است فلسفی که شالوده‌ی نظری کتاب‌های بعدی آرامش دوستدار را می‌سازد. نويسنده در اين اثر، تفاوت ميان حوزه‌های بينش دينی و ديد علمی را با دقت مفهومی ویژه می‌شکافد، تا روشن سازد که تفکر فلسفی در ماهيت خود نه بينش دينی است و نه ديد علمی. از دیدگاه نويسنده‌ی کتاب، دين و علم از آنگونه جلوه‌های حيات معنوی انسانی هستند که فلسفه را به معارضه می‌خوانند. وجه ظاهرا مشترک بينش دينی و ديد علمی از يک‌سو و تفکر فلسفی از سوی ديگر در آن است که همگی از چيستی و چگونگی هستی جهان می‌پرسند.

پرتو افکندن بر مفهوم «پرسش» و ماهيت آن، يکی از کانونی‌ترين موضوعات اين کتاب است. نويسنده نشان می‌دهد که چون بينش دينی وابسته‌ی کلام قدسی است و قدسيت کلام قدسی بيش از هر چيز در آن‌ است که همه چيز را از پيش می‌داند، می‌توان گفت که پرسش در بينش دينی ظاهری است و دين هرگونه پرسشی را در نهاد خود غيرممکن می‌سازد. به سخن ديگر، در روال دينی، پرسش هرگز پرسش نيست و بينش دينی به مرگ قطعی خواهد مرد، به محض اينکه نيروی پرسش واقعی در درون آن آزاد گردد.

در علم چنين نيست. از پرسش است که ديد علمی می‌تواند به پاسخ برسد، ولی وقتی پرسش در علم به پاسخ خود رسيد و پاسخ به اعتبار خود باقی ماند، پرسش ديگر پرسش نخواهد بود. پرسش علمی به خلاف «پرسش» دينی، نه ناظر و متکی بر يک مرجع، بلکه ناظر و متکی بر دانسته‌های مرتبطی است که از طريق تحقيق در امور حاصل می‌شوند. و اما در تفکر فلسفی، اعتبار هيچ پرسشی به اين نيست که در ازای خود پاسخی به دست دهد. ژرف‌ترين پرسش‌های فلسفی آن‌ها هستند که همواره از نو بر پاسخ‌ها چيره گشته‌اند. تفکر وقتی فلسفی است که از پرسش برآيد و در آن استوار بماند. به دیگر سخن، تفکر فلسفی به نيروی پرسش زنده است و تفکری که در تسخير حياتی پرسش نماند، هرگز فلسفی نيست.

آرامش دوستدار در ژرف‌انديشی‌های خود درباره‌ی بينش دينی و ماهيت دين، به تبيين وضع وجودی انسان دينی می‌پردازد و نشان می‌دهد که انسان دينی موجودی نيست که بتواند خود را در مقابل جهان و جهان را در مقابل خود ببيند و در اين تقابل به ماهيت خود و جهان پی برد، بلکه او موجودی است که از سطوت و جذبه و جلال قدسی بيمناک است و در اين بيمناکی، خود را در عدم صرف که همان مخلوقيت است در می‌يابد. بنابراين شناسايی انسان دينی چه از خود و چه از جهان، هرگز از خود او يا از جهان ناشی نمی‌گردد. از اين رو، آنچه در بينش دينی شناسايی نام می‌گيرد، نه شناسايی جهان است و نه شناسايی انسان، بلکه هر چه هست صرفا معطوف قدسی و کلام اوست. بر این پایه، در پندار دينی، انديشه ناشی از تفکر نيست تا بتواند درست يا نادرست باشد، بلکه متاثر از شهود بر قدسی و الهام از اوست. کلام قدسی نيز، در ماهيت خود، شناسايی و آفرينندگی با هم است و چون هيچ چيز از حيطه‌ی شناسايی آفريننده‌ی الهی خارج نيست، اساسا چيزی به استقلال باقی نمی‌ماند تا به شناسايی مستقيم و مستقل انسان دينی درآيد.




درخشش‌های تيره

image دومين کتاب آرامش دوستدار، «درخشش‌های تيره» نام دارد. (چاپ نخست، کلن ۱۳۷۰، چاپ دوم پاريس ۱۳۷۷ و چاپ سوم، کلن ۱۳۸۶). وی در اين اثر، «روشنفکری ايرانی» را که «هنر» آن را در نينديشيدن می‌داند، به گونه‌ای بنیادین نقد می‌کند و سنجشگرانه در رفتار فرهنگی ما می‌کاود تا کارسازی فرهنگی‌مان را روشن سازد. تزهای کانونی اين کتاب بر آن تاکيد دارند که ما در ۱۵۰ سال گذشته نيز به خلاف ظاهرش، در اسارت ديرپای فرهنگی‌مان همچنان «ناپرسا و نينديشا» مانده‌ايم و در دوره‌ای که کلام الهی مستقيما از افق فرهنگی برخی از متجددان خارج می‌شود، روال درونی به همانگونه ناپرسا می‌ماند که پيشتر بوده است. نويسنده تاکید می‌کند که فرهنگ ما چون دينی بوده و مانده، در سراسر رويدادش «ناپرسنده‌ی پرسشنما» بوده است. ناتوانی ما در پهنه‌ی مسلط فرهنگی، ناشی از «دينخويی» و مآلا ناپرسايی فرهنگی ما بوده است. آرامش دوستدار یادآور می‌شود که «دينخويی» الزاما با دين به مفهوم تاريخی يا متداول آن و نيز پارسايی اصيل که از شرايط دين است کاری ندارد، بلکه رويکردی‌ست که از انديشدن و پرسيدن می‌گريزد و از نزديک شدن به هر پرسش و بغرنج ناسازگار با دستورالعمل‌های فرهنگ مستولی در جامعه می‌پرهيزد. بطور خلاصه «دينخويی» يعنی آن رفتاری که امور را بدون پرسش و دانش می‌فهمد. نويسنده يکی ديگر از مشکلات بنیادین فرهنگی ما را در «روزمرگی» می‌داند. «روزمرگی» يعنی سطحی ماندن و رفتاری که هيچ جويايی و جنبش درون رونده‌ای در آن ديده نمی‌شود تا عمقی به آن سطحيت بدهد. برای «روزمرگی» معنوی، همه چيز روشن و آشکار است. هيچ چيز نياز به انديشيدن ندارد و هيچ گرهی نيست که «روزمرگی» معنوی آن را فورا باز نکند. «روزمرگی» آن رويکردی‌ست که هيچ تاريکی و ابهامی در سراسر تاريخ و فرهنگ ما نمی‌بيند تا آن را معروض پرسش قرار دهد.

آرامش دوستدار ژرفنگرانه در رفتار فرهنگی ما می‌کاود و نشان می‌دهد که ما در ميراث فرهنگ دينی خود هرگز آگاهانه و با فاصله ننگريسته‌ايم تا جلوه های روانی و روحی خود را در آن بازيابيم و از طريق آن به نقد خود بنشينيم. از همين رو، تا وقتی که ما تاب و جرات نگريستن در چيستی فرهنگی‌مان را پيدا نکنيم، تا وقتی که به وسائل لازم و کافی روحی و فکری برای کاويدن اين فرهنگ که کيستی‌اش در حال حاضر خود ما هستيم مجهز نشويم، تا وقتی که گذشته و سنت خود را معروض شک و پرسش قرار ندهيم، روشنفکری ما متولد نخواهد شد و فرهنگ ما فرهنگ «مرادپرست» و «مريدپرور» باقی خواهد ماند. چرا که روشنفکری فقط در شناختن خويشتن تاريخی خود و جامعه‌ی خود جوانه می‌زند و نه در شناسايی‌های روزمره و دينخويانه‌ی آن‌ها.




امتناع تفکر در فرهنگ دينی

image سومين کتاب آرامش دوستدار «امتناع تفکر در فرهنگ دينی» نام دارد. (انتشارات خاوران، پاريس ۱۳۸۳). این کتاب را می‌توان اصلی‌ترين اثر آرامش دوستدار ارزيابی کرد. آن رگه‌ی سرخی را که در آثار پيشين آرامش دوستدار به چشم می‌خورد، می‌توان در اين کتاب با برجستگی بيشتری پی‌گرفت. نويسنده تاکید می‌کند که ظلمت هر اعتقادی، حقيقت هر اعتقاد است. حقيقت بدين معنا آن ناپرسيده و نادانسته‌ای‌ست که با احاطه‌ی درونی‌اش بر ما فرهنگی می‌شود، يعنی احساس جمعی را تسخير می‌کند و شالوده‌ی اعتقاد را می‌ريزد. وی، فرهنگ استوار بر چنين بنيادی را دينی می‌نامد و فرهنگ ايران را در سراسر تاريخش بر اين بنياد اعتقادی و بر این پایه، دينی می‌داند. دو مفهوم بنيادين در اين اثر، «فرهنگ دينی» و «امتناع تفکر» هستند. تز کانونی کتاب می‌گويد که تفکر در فرهنگ دينی ممتنع يا ناممکن است و از آنجا که فرهنگ ما در سراسر تاريخش دينی بوده، انديشيدن در آن از همان آغاز محال بوده و همچنان مانده است. با اين همه، نويسنده یادآور می‌شود که فرهنگ ما کاملا تهی از پرسش و انديشه نبوده است. نمونه‌های نادری از پرسش و انديشه در آن وجود داشته‌اند که چشمه‌های فکری برخاسته از آن‌ها، در برهوت فرهنگ دينی ما خشک شده‌اند. به اين ترتيب، نويسنده ميان «فرهنگ دينی» و «امتناع تفکر» رابطه‌ای علّی می‌بيند، به اين صورت که «فرهنگ دينی» مطلقا علت است و «امتناع تفکر» مطلقا معلول آن.

آرامش دوستدار در اين اثر، به بررسی مسايل زيرزمينی فرهنگ ما و ناديده مانده‌ها و نايافته‌های آن همت می‌گمارد و می‌کوشد در دوره‌ها و پديده‌های مهمی از ايران باستان و ايران اسلامی بکاود و بنگرد. اين کاويدن و نگريستن و تحليل های برآمده از آن، کاملا درونی صورت می گيرد و نه از ديدگاهی بيرونی. چرا که به باور نويسنده، هر فرهنگی بغرنج‌های خودش را در درونش دارد و حمل می‌کند، بغرنج‌هايی که راه حل‌های درونی می‌خواهند، نه بيرونی و عاريتی. بر این پایه، خودشناسی با معيارهای ناخودين هرگز ميسر نمی‌گردد. شناختن، چه ناظر بر ما و چه ناظر بر جز ما باشد، همواره با اين شرط صورت می‌گيرد که بتوانيم با آن چيزی که می‌خواهيم بشناسيم فاصله بگيريم. نويسنده، مشکل جدی در خودشناسی فرهنگی ما را در مقاومت درونی می‌بيند که خود يکی از عوارض فرهنگ دينی است. انگيزه‌های اين مقاومت درونی اگر چه متفاوت و گاه حتا متعارض‌اند، ولی همين مقاومت درونی به تنهايی سمج ترين مانع در راه يافتن به خودشناسی فرهنگی ماست. پی بردن به وضع وخيم فرهنگ ما بسيار دشوار است و ما آنقدر آسانگير و سطحی هستيم که نتوانيم وخامت وضع را ببينيم. فقط کوشش آگاهانه‌ی توانفرسا می تواند ما را از زنده به گور شدن فرهنگی موقتا نجات دهد. فقط و فقط با آشتی ناپذيری جستجو کننده‌ای که موانع، و نه خودش را جدی بگيرد، شايد روزی بتوانيم ديوار خارايی اين فرهنگی را که ما را چون تله‌ای احاطه کرده، از تو بشکافيم و بدرانيم.


©aramesh-dustdar.com
استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است.