معنای شناسایی دینی و شناسایی علمی در ارتباط با آفرینش

05.04.09 | آرامش دوستدار


شناسایی دینی و شناسایی علمی، كه اولی جهان را از پیش می‌شناسد و دومی جهان را از پس خواهد شناخت، چه رابطه ای با آفرینش دارند؟ جهانی كه دین می‌شناسد آفریده‌ی دین است. جهانی كه علم می‌شناسد آفریده‌ی علم نیست، اساساً آفریده نیست. جهانی كه بینش دینی می‌شناسد آفریده‌ی آن به این معنی است كه در بینش دینی هرچه هست از مشیت الهی یا از جلوه‌های الهی است. بینش دینی منحصراً سواد شناسایی الهی است، چه نمی‌تواند جز آن ببیند و بگوید که بینایی و گویایی الهی می‌بیند و می‌گوید. بینش دینی هرچه می‌آفریند مطلقاً از پیش می‌شناسد یا هرچه می‌شناسد مطلقاً از پیش می‌آفریند. شناسایی در بینش دینی مطلقاً آفرینش است و آفرینش مطلقاً شناسایی است. از اینرو می‌توانیم بگوییم: بینش دینی چون می‌شناسد می‌تواند بیافریند، یا: اگر بینش دینی از پیش نمی‌شناخت، آفرینش معنایی نداشت.

در علم چنین نیست. علم نه تنها چون نمی‌آفریند، می‌شناسد، بلکه علم فقط می‌خواهد هرچه را كه با آن روبرو می‌شود بشناسد. در این روال عاطف بر امر مورد شناسایی اساساً آفرینش، آفرینندگی و آفریدگار مطرح نیستند. با چنین اموری علم هرگز ارتباط ندارد و نمی‌تواند داشته شد. همانطور كه در بینش دینی آفرینش نامسبوق بر پیش‌شناسی غیرممكن است، شناسایی علمی نیز غیرممكن است ناظر بر آفریدگی یك امر باشد و آنهم نه فقط بدین جهت كه علم نمی‌تواند با مسئله‌ی آفرینش سروكار داشته باشد، بلكه نیز از اینرو كه وارد كردن خصلت آفریدگی در امر مورد شناخت، دید علمی را از حركت آزاد یعنی از حركت غیروابسته به مراجع ممكن بازمی‌دارد و بدین گونه خصلت علمی را از علم می‌گیرد. بدین معنی آفرینندگی در دید علمی ذاتاً نفی شناسایی است. علم در دید خود همیشه ناظر بر آن چیزی است كه پیش از شناسایی و بدون شناسایی هست و می‌خواهد بداند آن چیز چیست و چگونه است. بدینگونه می‌توانیم بگوییم: هرچه بینش دینی می‌شناسد آفریده‌ی آن است، و در دید علمی اگر شناسایی اساساً معنی دارد و میسر می‌گردد از اینروست كه علم مطلقاً نمی‌آفریند. دیگر اینكه شناسایی دینی در ماهیت خود الهی است و در كلام بر انسان عارض می‌گردد، درحالی‌كه شناسایی در علم اساساً و منحصراً انسانی است، یعنی بر خود مبتنی است.

اين روال دوگانه، يعنی روال علمی و روال دينی را می‌توانيم به روشنی در نيوتن ببينيم. نيوتن می‌گويد: زمان و مكان اموری مطلق هستند. اين گفته‌ی وی، مبنای فيزيك كلاسيك است. همين نيوتن خدا را جاودان و حاضر می‌داند و می‌گويد: خدا زماناً هميشه هست و مكاناً همه جا هست، و اساساً بدين سبب كه خدا هميشه و همه جا هست زمان و مكان نيز هستند و مطلق هستند. (۱). وقتی نيوتن می‌گويد زمان و مكان مطلق هستند، اين گفته‌ی علم است. اما وقتی وی می‌گويد: زمان و مكان از اينرو هستند كه خدا همه جا و هميشه هست، اين ديگر گفته‌ی انسان علمی نيست، بلكه گفته‌ی انسان دينی است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱ـ رجوع كنيد به:
W. Büchel: Philosophische Probleme der Physik, 1965, S. 126 f



©aramesh-dustdar.com
استفاده از مطالب این سایت، تنها با ذکر منبع و نام نویسنده مجاز است